|
عشق یعنی...............
|
|
|
|
||||
|
<< به نگين خراسان >> ( به مناسبت ايام ميلاد پر برکتش ) . زايری بارانی ام؛ اقا به دادم می رسی؟ . بی پناهم؛ خسته ام؛ تنها؛ به دادم می رسی؟ . گر چه اهو نيستم؛ اما پر از دلتنگی ام . ضامن چشمان اهو ها؛ به دادم می رسی؟ . از کبوترها که می پرسم؛ نشانم ميدهند . گنبد و گلدسته هايت را؛ به دادم می رسی؟ . ماهی افتاده بر خاکم؛ لبالب تشنگی . پهنه ابی ترين دريا؛ به دادم می رسی؟ . ماه نورانی شبهای سياه عمر من . ماه من؛ ای ماه من؛ ايا به دادم می رسی؟ . من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام . هشتمين دردانه زهرا؛ به دادم می رسی؟ . باز هم مشهد؛ مسافرها؛ هياهوی حرم . يک نفر فرياد زد: . اقا ؛ به دادم می رسی؟
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 12:20 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||